رشته برنامه درسی در وهله اول با رشته های سه گانه آموزش (طراحی آموزشی، برنامه ریزی آموزشی و فلسفه تعلیم و تربیت)ارتباط دارد. به نظر نگارنده، بحث در مورد نسبت میان این رشته و سایر رشته های تعلیم و تربیت، یا ضرورت ندارد یا در اولویت دوم قرار می گیرد. اینک به بیان رابطه برنامه درسی با رشته های سه گانه بالا می پردازیم:
1- رابطه میان رشته برنامه درسی و رشته آموزش (طراحی آموزشی): بحث در این مورد قدمتی برابر رشته برنامه درسی دارد و از جمله مباحث نظری حل نشده در این رشته به شمار می آید. صاحب نظران و نظریه پردازان برنامه درسی، به طرح نظرهای گوناگن در این زمینه-که ارتباطی تنگاتنگ با تعریف، تعیین حدود و ثغور و هویت رشته دارد-پرداخته اند. نگارنده جمع بندی خود را از مباحث مربوط به رابطه میان برنامه درسی و آموزشی در فصل 3 مطرح خواهد کرد.
2- رابطه میان رشته برنامه درسی و رشته برنامه ریزی آموزشی: این موضوع بر خلاف موضوع قبلی که جهانی است، موضوعی کاملاً ایرانی است و نگارنده جز در جامعه ایرانی در جای دیگر آمیختگی میان این دو حوزه را مشاهده نکرده است. در حقیقت، این نوشتار نیز جز به دلیل جبر شرایط بومی به این مبحث نمی پردازد
بررسی های نگارنده حاکی از آن است که می توان به تناسب بحث حاضر، هر یک از دو قلمرو برنامه ریزی آموزشی و برنامه درسی را به اختصار چنین تعریف کرد و از یکدیگر تمیز داد:
- قلمرو برنامه ریزی آموزشی و موضوع آن: این قلمرو معطوف به وضع شاخص های کمی (هدفهای کمی) برای نظام آموزشی در سطوح مختلف-از خرد تا کلان-و ارزیابی میزان تحقق آنها از منظر کمیت هاست.
- قلمرو برنامه درسی و موضوع آن: این قلمرو معطوف به کیفیتها، هدف های کیفی –تربیتی و آموزشی-در نظام آموزشی در سطوح مختلف است. برنامه های درسی به عبارت دیگر، ترجمان هدف های آموزشی و تربیتی نظام آموزشی و مهم ترین ابزار تحقق این هدف هاست.
در تکمیل تعریف این دو قلمرو، شاید بتوان وجه اشتراک این دو حوزه را در تعیین تکلیف یا وضع هدف های کیفی در سطح کلان نظام آموزشی دانست.
از تبیین فوق، چند نتیجه به دست می آید که در ذیل به شرح مختصر آنها می پردازیم:
الف) حوزه برنامه درسی و برنامه ریزی آموزشی دو قلمرو تخصصی مستقل از یکدیگرند که استقلال آنها از یکدیگر نیز در دنیا به رسمیت شناخته شده است. علاوه بر این، رسمیت و مشروعیت این دو قلمرو حکایت از آن دارد که در تفکر رایج درباره آموزش و پرورش، هدف های کمی و کیفی، هر دو، جایگاه ویژه و خاص خود را دارند. به عبارت دیگر، پیام این دو گانگی در رشته های تخصصی تعلیم و تربیت، دعوت به احساس مسئولیت و بروز حساسیت در قبال شاخص های کمی و کیفی، نشان دهنده عملکرد نظام های آموزشی است.
ب) تمایز میان قلمرو برنامه درسی و برنامه ریزی آموزشی بر اساس سطح برنامه، صحیح نیست. همان گونه که در تعریف دو قلمرو منعکس است، برنامه درسی و برنامه ریزی آموزشی هر دو می توانند تصمیم گیری در سطوح خرد تا کلان را در بر گیرند. بدین ترتیب، این ادعا را که: برنامه ریزی آموزشی معرف حوزه تصمیم های کلان، و برنامه ریزی درسی معرف حوزه تصمیم های خرد در نظام آموزشی است، نمی توان صحیح انگاشت. تفاوت اساسی در همان توجه و تمرکز اولی بر هدف های کمی و دومی بر هدف های کیفی در نظام آموزشی است.
ج) آمیختگی یا ترکیب دو قلمرو برنامه درسی و برنامه ریزی آموزشی- که چندی است در کشور ما مرسوم شده است- با توجه به تفاوت های موضوعی میان این دو رشته، و به قرینه به رسمیت شناختن استقلال این دواز یکدیگر در سطح جهان، درست نیست و باید از آن پرهیز کرد. در حال حاضر، عنوان های برخی از کتابهای تخصصی و همچنین برخی از درس های دانشگاهی، از این آمیختگی حکایت دارند. این آمیزش، دو شکل متفاوت به خود گرفته است:
1) برخی از مؤلفان در آثار تخصصی خود به ترکیبی از مباحث برنامه درسی و برنامه ریزی آموزشی می پردازند؛(تقی پور ظهیر،1370)
2) این آمیزش و ترکیب، در سطح معادل گذاری اتفاق می افتد، آن گاه که نویسنده ای از معادل برنامه ریزی آموزشی و درسی برای واژهCurriculum یا Curriclum Development بهره می جوید(پروند،1374)
با بررسی دقیق تر در می یابیم که این شکل از آمیختگی بر اساس تمیز میان برنامه ریزی است. برای ان چه در کلاس درس باید اتفاق بیفتد، و آن چه در خارج از کلاس درس (در سطح مدرسه) اتفاق می افتد. برنامه ریزی نوع اول، برنامه ریزی درسی، و برنامه ریزی نوع دوم ، برنامه ریزی آموزشی شناخته شده است.
صرف نظر از تأمل برانگیز بودن رواییِ تقسیم بندی فوق، به اعتقاد نگارنده، بهتز است از به کارگیری معادل برنامه ریزی درسی و آموزشی، به دلیل سوء برداشت ها به ویژه دامن زدن به شبه امیزش میان قلمروِ برنامه درسی و برنامه ریزی آموزشی پرهیز شود.
3- رابطه میان رشته برنامه درسی و رشته فلسفه تعلیم و تربیت: یکی از بحث های اساسی در قلمرو برنامه درسی، بحث درباره دیدگاه ها، مفهوم پردازی ها یا ایدئولوژی های برنامه درسی است.(ایسنر،1994) ایدئولوژی های یا دیدگاه ها، در واقع نظریه های فلسفیِ برنامه درسی اند که هر کدام جهت گیری هایی خاص را برای برنامه درسی توصیه و توجیه می کنند. هر چند در این مقام، فلسفه های کلاسیک تعلیم و تربیت مورد بحث نیست، لیکن این نظریه ها به دلیل ماهیت تجویزی خود، همچون اندیشه های فلسفی جلوه می نمایند که در تعیین اصالت و اعتبار آنها باید به ملاک های مطرح در حوزه اندیشه فلسفی تمسک جست. علاوه بر این، هریک از این دیدگاه ها یا ایدئولوژی ها، در بطن خود نظریه ای در باب هستی، انسان، معرفت و ارزش را نهفته دارند که با تحلیل هر یک، می توان این مواضع فلسفی را آشکار ساخت.
مبحث مربوط به دیدگاه ها یا ایدئولوژی های برنامه درسی که جایگاهی ویژه در حوزه برنامه درسی دارد، معرف فصل مشترک مباحث فلسفی در حوزه تعلیم و تربیت با قلمرو برنامه درسی است(مهرمحمدی و همکاران، 1387).
منابع
1-تقی پور ظهیر،علی (1370). مقدمه ای بر برنامه ریزی آموزشی و درسی، نشر آگاه.
2-پروند، محمد حسن (1374). مقدمات برنامه ریزی آموزشی و درسی، نشر دنیای پژوهش.
3-مهرمحمدی، محمود (1387). برنامه درسي: نظرگاهها- رويكردها و چشماندازها ،چاپ اول؛ تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت) مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی.
4-Eisner (1994). Chapter 3.