روش تهیه پژوهشنامه

با سلام خدمت دوستان عزیز

به دوستان و پژوهشگرانی ( در رشته های روان شناسی و علوم تربیتی ) که میخوان در آینده پژوهشنامه بنویسن توصیه می کنم که کتابی رو که در زیر  معرفی میکنم تهیه  و از آن نهایت استفاده را ببرند....

دکتر علی اکبر سیف در مورد این کتاب اظهار می دارند که:

« کتاب حاضر با این هدف تهیه شده است که به پژوهشگران فارسی زبانِ رشته های روان شناسی و علوم تربیتی کمک نماید تا، با استفاده از زبان و سبکی مشترک، با هم ارتباط برقرار کنند و از نتایج مطالعات و پژوهش های خود یکدیگر را بهره مند سازند. استادان، دانشجویان، پژوهشگران، و نویسندگان رشته های روان شناسی و علوم تربیتی می توانند از این کتاب سود ببرند. این افراد برای تدوین و تحریر نتایج پژوهش ها و مطالعات خود به صورت مقاله، کتاب، جزوه، پایان نامه، و رساله نیاز دارند تا اصول توضیح داده شده در این کتاب را به کار بندند. رعایت این اصول درک متقابل میان تولید کنندگان و مصرف کنندگان محصولات علمی روانشناسی و علوم تربیتی را امکان پذیر می سازد. به همین سبب، ویراستاران مجله های علمی روان شناسی و علوم تربیتی را امکان پذیر می سازد. به همین سبب، ویراستاران مجله های علمی روان شناسی و علوم تربیتی و ناشران معتبر این رشته ها چنین سبک هماهنگی را در نوشتن مطالب علمی خواستارند که به طور عمده بر اصول توضیح داده شده در این کتاب منطبق است. با این امید که مطالب این کتاب مورد استفاده خوانندگان قرار گیرد.».

 

 

عنوان کتاب: روش تهیه پژوهشنامه، ویرایش سوم ، تألیف دکتر علی اکبر سیف. تهران: نشر دوران. 1390.

سایت آنلاین تبدیل صفحات وب به فایل pdf

سایت آنلاین تبدیل صفحات وب به فایل

 pdf

http://www.web2pdfconvert.com

 

با تشکر از آقای آیت کریمی و آقای خه بات کرمی

به چه می اندیشی؟

به چه می اندیشی؟
به بهاری که گذشت....به بهاری که تورا در پیش است؟
به خزانی که میان من و تو از سر تقدیر گذشت؟
به هجومِ وحشیِ صرصرِ خاموشیِ تو , که مرا بُرد ز یاد؟
به چه می اندیشی؟
سر خود درد میار....من بجای تو میاندیشم باز
من بجای تو سخنهای دلت میشنوم
من بجای تو ز تردید و گمان
در میان ره پرپیچ دلت میگذرم
به چه می اندیشی؟
به گلِ نازِ خیالم که تو پرپر کردی؟
به دو صد ناله و شیون که من از درد فراقت زدم و نشنیدی
به نوازشهایم؟
که همه مست ِشرابِ عشق بود و تو بران خندیدی؟
به چه می اندیشی؟
سر خود درد میار,امشب آسوده بخواب,وجدانت آزاد
من در این وادیِ حرمان زده ره را بلدم , سوختن را بلدم
تو میازار خودت...من به هر گوشه ی قلبت ز تو آشناترم
همه روز, همه شب ,همه جا, همه تن پیش تو بودم تو ندیدی که مرا
به چه می اندیشی؟
با غمت مویه زدم , گریه کردم سوختم , آتش این سینه زدم , تو ندیدی که مرا
تو به یک لمحه اگر شاد شدی خندیدی...من به یک عمر از آن دم شادم میخندم
سینه ام جایِ غمت بود , رُخم آینه یِ شادیِ تو
به چه می اندیشی؟
قفل, از آن دو هلاِل سرخ رنگِ مستی آور بگشا,راز بگو
خسته ام,خسته از عشق,خسته از سوختنِ یکطرفه
جمله ای گوی و خلاص کن مرا,از شب تیره ی تردید و خیال
به چه می اندیشی؟
تو مرا میبینی؟... تو از این خرمنِ سوزانِ دلم با خبری؟
تو مرا میشنوی؟...تو ز اندوه دلم با خبری؟
تو مرا میخواهی؟
به چه می اندیشی؟
قدرِ یک دنیا حرف,باتو از غم دارم, از نهانخانه یِ دل
گوشِ دل میخواهم...تو مرا میشنوی؟
مینویسم بر ابر , تا ببارد برتو , بارانی از حرف
طاقت خیس شدن زین همه باران داری؟
به چه می اندیشی؟
اگر از نقش وجودم به دلت دلگیری...
یا از آوردنِ نامم به لبت غمگینی
گل ِ من لب بگشا... بخدا کز سرِ کویت چو کبوتر بروم
تا همیشه بروم...که نبینی دگرم,تا تو آسوده شوی
به چه می اندیشی؟
سرِ خود درد میار,من بجایِ تو می اندیشم باز
امشب آسوده بخواب,وجدانت آزاد
من درین وادیِ حرمان زده ره را بلدم, سوختن را بلدم
من به هر گوشه یِ قلبت ز تو آشناترم
تو میازار خودت.............
به چه می اندیشی؟